تبلیغات
شهدای گمنام روستای دولت آباد شمارنده

شهدای گمنام روستای دولت آباد
 
 



فقط یه جمله برای خدا بنویس...

جملات خودتان را در قسمت نظرات ارسال کنید



طبقه بندی: مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 اسفند 1391 توسط منتظر
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 شهریور 1396 توسط منتظر
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 شهریور 1396 توسط منتظر

دلتنگ که میشوی بهترین مأوا مقبره شهدای گمنام است

گمنامی شان غم هایت را محو میکند

گمنامی شان زندگی را برایت حقیرمیکند

همان زندگی که برای دنیایت آخرت را میدزدد

اری آنجاست که کوچکی افکارت به چشم دلت دیده میشوند و تو میمانی واندوهی از سرآگاهی 

میروی تا دنیا را در این آرامگاه کوچک دوربریزی وکمی آخرت  وام بگیری ازآنهایی که تمام دنیارابه آخرت فروختند

کاش قدر ارزنی از عشقشان رابفهمیم 

کاش همه چیز به زیبایی سادگیشان بود

کاش ....


روزتون با یاد شهدا

درد و دل با شهدا





طبقه بندی: شعار وب،  با شهدا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 شهریور 1396 توسط منتظر
خصوصیات یاران امام زمان (ع)

خصوصیات یاران امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از مسائل مورد علاقه مسلمانان است و به ما کمک می‌کند تا با شناخت دقیق ابعاد نهضت حضرت، خود را در زمره یارانش قرار دهیم. باید دانست که یاران حضرت گروهی از بهترین نخبگان هستند که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آنان آگاهی عمیق نسبت به معارف دینی است. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) ضمن روایتی درباه آنان می‌فرماید: «ایشان مردان مؤمنی هستند که خداوند را آن‌گونه که باید، می‌شناسند و هرگز در ذات خداوند شک نکرده‌اند.»(بحار الانوار،ج51،ص87) معرفت و شناخت کامل خداوند باعث می‌شود تا آنان نسبت به حضرت و دستوراتش به درک بالایی برسند و در همه حال مطیع و وفادار باشند.
این افراد پس از ظهور حضرت مورد لطف و عنایت خداوند قرار می‌گیرند و علوم و معارف بر قلب آن‌ها الهام می‌شود. امام صادق(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرمایند: «حضرت با دست خود به پشت و شکم آنان می‌کشد که در نتیجه هیچ حکمی بر آنان مشتبه نمی‌شود.»(دلائل الامامه،ص562) این علوم و معارف الهی که از طریق حضرت به یاران مخلص و فداکارش منتقل می‌شود، آنان را به افرادی کارآمد و توانا برای کمک به قیام و حکومت حضرت تبدیل می‌کند.

_______________________________________________
بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، موسسه الوفاء، بیروت.
دلائل الامامه، طبری آملی، قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، قم.





طبقه بندی: مذهبی، 
برچسب ها: شهدای گمنام، امام زمان (عج)، معرفت، معرفت عمیق، یاران، یاران امام زمان،  
دنبالک ها: رهروان ولایت،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 خرداد 1396 توسط منتظر


خداوند صله رحم و پیوند و نیکی به خویشاوندان را سبب طول عمرومایه رشد  تعداد آنان قرار داد .

           

 نتیجه تصویری برای صله رحم

  

در یکی از سخنان والای حضرت فاطمه (س) که به فلسفه تشریح برخی از احکام الهی و آداب و سنن دینی اشاره شده ، حکمت وجوب صله رحم نیز افزایش عمر و تکثیر و رشد خویشاوندان به شمار آمده است .

 

صله رحم توصیه قرآن و سفارش پیامبر خدا (ص) است .

پیوند خویشاوندی از قوی ترین پیوندهاست .حفظ این رابطه و تقویت آن سبب می شود افراد فامیل از حال هم باخبر باشند ،در غم و شادی شریک یکدیگر شوند و به همدیگر مساعت و یاری برسانند .

صله رحم عمر را طولانی و روزی را افزایش می دهد و موجب رضای خداوند است . صله رحم تنها رفت و آمد به خانه بستگان نیست ، بلکه یاری و کمک به آنان و همدردی در سختیها و مشارکت در کارهاست .

فرهنگ قرآنی با دعوت به این سنت حسنه رشته های پیوند میان افراد را استوار می سازد . بدون آن افراد فامیل از هم بیگانه و بی خبر می شوند.

و محبتها به تدریج کاسته می شود و روح همبستگی از بین می رود .  این سنت شایسته و برنامه اجتماعی را پاس بداریم و به خویشاوندان رسیدگی کنیم و از حالشان بی خبر نباشیم .

 

حکمت های فاطمی، نوسته جواد محدثی ،چاپ سوم





طبقه بندی: اجتماعی،  فرهنگی،  مذهبی، 
برچسب ها: صله رحم، جواد محدثی، حکمت های فاطمی، دین، خداوند، پیوند، خویشاوندان،  
دنبالک ها: حکمت های فاطمی نوشته جواد محدثی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 بهمن 1395 توسط منتظر

عقل انسان به انسان می گوید که در مورد هر خبر یا موضوعی که علم نداریم، توقف کرده و از انتشار آن خوددرای کنیم، همانطور که خداوند در آیه 36 سوره‌ی اسراء به آن اشاره می‌فرماید.

شایعه

با پیشرفت علم و تکنولوژی، ارتباطات مجازی، بسیار نزدیک و تنگاتنگ شده است. بطوری که اگر اتفاقی در کیلومترها دورتر رخ دهد با گذشت ساعتی در کل کشور انتشار یافته و همه از آن اطلاع دارند. همچنین مشاهده می شود، گاهی اوقات برای جریان سازی یک موضوع اجتماعی یا اخلاقی، چند ساعت طول نمی‌کشد که بیشتر کسانی که از این وسایل ارتباطی، استفاده می کنند در جریان این خبر یا موضوع قرار می‌گیرند و نسبت به آن واکنش نشان می دهند.
یکی از آسیب‌های این فضا، خبرها و اتفاقاتی است که در جریان است.
حال وظیفه‌ی ما نسبت به این اخبار چیست؟

ماهیت شایعه
شایعه عبارت است از یک گزاره (موضوع) خاص و گمانی که ملاکهای اطمینان بخش رسیدگی وجود نداشته باشد. [1]

وظیفه‌ی انسان در قبال شایعه

توقف در موضوع مشکوک 
با تعریفی که از شایعه صورت گرفته این نتیجه حاصل می شود که شایعه، دلالت بر یک موضوعی می کند که ملاکهای اطمینان بخش در آن رعایت نشده است، وظیفه ای که انسان نسبت به این امور دارد به این صورت است که نسبت به انتشار آن نهایت عدالت را داشته و از انتشار آن خودداری کند. همانطوری که خداوند باری تعالی در قرآن نیز نسبت به این عمل سفارش کرده است و دستور به توقف در آنچه که علم نداریم، داده شده است.
خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ لا تَقْفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً [اسرا/36]  از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئولند.»

نکاتی که در این آیه می توان استفاده کرد:
الف: نسبت به هر موضوعی که علم نداریم، توقف کرده و از انتشار آن خودداری کنیم. (وَ لا تَقْفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرمایند:
«این آیه از پیروی و متابعت هر چیزی كه بدان علم و یقین نداریم نهی می‌‏كند، و چون مطلق و بدون قید و شرط است، پیروی اعتقاد غیرعلمی و همچنین عمل غیرعلمی را شامل گشته و معنایش چنین می‏‌شود: به چیزی كه علم به صحت آن نداری معتقد مشو، و چیزی را كه نمی‌‏دانی مگو، و كاری را كه علم بدان نداری مكن، زیرا همه اینها پیروی از غیر علم است، پیروی نكردن از چیزی كه بدان علم نداریم و همچنین پیروی از علم در حقیقت حكمی است كه فطرت خود بشر آن را امضاء می‏‌كند.» [2]

ب: پاسخگو بودن اعضا و جوارح، (إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً)
همانطور که در آیات و روایات بسیاری در منابع اسلامی به پاسخگو بودن اعضا و جوارح اشاره شده است مانند آیه‌ی24 سوره‌ی نور که خداوند می فرماید: «یوْمَ تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُونَ [نور/24] در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان برضدّ آنها به اعمالی که مرتکب می‌شدند گواهی می دهد!» دلالت بر این می کند که نسبت آنچه که به صحت و درستی آن مشکوک هستیم از نشر آن خودداری کرده چون در صورت کذب بودن آن باید پاسخگو باشیم.
بر همین اساس آنچه که از سیره‌ی معصومین(علیهم السلام) استفاده می شود، دوری کردن از انتشار هرگونه خبر غیر معلوم و مشکوک است.
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در روایتی می فرمایند: « السَّامِعُ شَرِیكُ‏ الْقَائِل‏ [3] شنونده در کیفر و پاداش شریک گوینده است.» که با توسعه‌ی روایات به شایعات موجود در فضاهای مجازی و خارج آن می توان گفت که انسان در مورد چیزهایی که می شنود و قصد انتشار دارد باید کمال احتیاط را رعایت کند.
لذا همانطوری که ما اهتمام به نماز و روزه و دیگر اعمال عبادی داریم یکی از وظایف مهم ما در مورد خبرها و موضوعاتی که اطلاع صحیحی از آنها نداریم توقف کردن و عدم انتشار آن است.

نتیجه:
انسان همانطور که باید در مورد تمام امور زندگی خود بر اساس عقل و فطرت خود عمل کند و عمل خلاف عقل و فطرت چیزی جز خطا در پیش ندارد. یکی از اموری که عقل انسان به ما دستور می دهد این است که در مورد هر چیزی که مشکوک به صحت یا کذب آن هستیم توقف کرده و از انتشار آن خودداری کنیم و این دقیقا همان دستور خداوند در قرآن آیه‌ی 36 سوره‌ی اسراء است که در مورد چیزی که علم نداری توقف کن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
[1]. حمید مکارم، شایعه ‌سازی و راه مقابله با آن، ماهنامه مکتب اسلام، 1378، شماره3، ص15.
[2]. طباطبایى، سید محمد حسین، سید محمد باقر موسوى همدانى‏، ترجمه تفسیر المیزان‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم، چاپ پنجم، 1374، ج13، ص126.
[3]. تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، دفتر تبلیغات؛ قم، چاپ: اول، 1366ش، ص221.





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 بهمن 1395 توسط منتظر

- از دست دادن اورانیوم غنی‌شده و سانتریفیوژ، قابل جبران است اما اگر وجهه و آبروی نظام اسلامی در برابر چشم جهانیان خدشه‌دار شود دیگر نمی‌توان کاری کرد.

ظریف کری

مذاکرات طولانی هسته‌ای به نقطه‌ای به نام برجام رسید ولی لغو تحریمها علیه کشورمان به فرجام نرسید! این در حالی است که وعده‌های دلربا و جذابی داده شده بود! آقای رییس جمهور در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ گفت: «تمام تحریم‌های بانکی، بیمه‌ای، مالی، حمل و نقل، پتروشیمی، فلزات سنگین و تحریم‌های اقتصادی به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق، و حتی تحریم تسلیحاتی نیز  کنار گذاشته می‌شود.» اما امروز که بیش از یک سال و نیم از این سخنان میگذرد شاهد عدم تحقق آن وعده‌ها هستیم!
در نقطه‌ی مقابل، دولت ایران، تمامی تعهدات خود را بطور کامل انجام داده است؛ از جمله اینکه «ما [غنی‌سازی‌] بیست درصد را تعطیل کردیم، فُردو را تقریباً تعطیل کردیم؛ اراک را تعطیل کردیم»[۱] و این چیزی است که از سوی طرفهای مذاکره هم صراحتا تایید شده است. البته این بدعهدی و خباثت، بطور مدام و از همان روز اول، تذکر داده شده بود و حتی کار به جایی رسید که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «با کم‌وزیادش، بنده صد بار گفته‌ام که به آمریکا نمیشود اعتماد کرد.»[۲]
اینکه ما تمام تعهدات خود را انجام دهیم اما طرف مقابل از این کار، سر باز بزند قطعا ضرر و خسارت محض است اما این نوشتار، به دنبال یادآوریِ ضرر شدیدتر و بالاتر است که خسارت محض در زمینه ی هسته‌ای، در برابرش ناچیز است!
حدود سی و پنج سال بود که نظام جمهوری اسلامی ایران، شعار نفی استکبار سر داده و بدون تکیه و بدون اعتنا به آمریکا -به عنوان نماد اصلیِ استکبار جهانی- به حیات خود ادامه میداد. در این مدت -و با وجود سنگ‌اندازی‌های فراوانِ نظام سلطه- کشورمان به پیشرفتهای فوق‌العاده‌ای هم دست یافت که عرصه‌هایی مثل نانو، سلولهای بنیادین، انرژی هسته‌ای، پزشکی، نظامی و ... از آن جمله است. این روند برای آمریکا قابل تحمل نبود چون تبدیل شدن ایران به الگوی پیشرفتِ سایر ملتها قطعا معادلات جهانی را تغییر میداد و سیادت و هیمنه‌ی آمریکا را در دنیا با خطر مواجه کرد. در طول این سالهای پس از پیروزی انقلاب، موارد متعدی بود که آمریکایی‌ها درصدد تماس با مقامات کشورمان بود تا از این طریق، ایران را همراه با خود معرفی کند و در نتیجه، از الگوشدن آن جلوگیری کنند. از جیمی کارتر و رونالد ریگان گرفته تا بوش پدر، بیل کلینتون و بوش پسر همگی تلاشهایی برای ایجاد تماسهایی با ایران داشتند که هدف همگی، درهم شکستنِ ابهت ایران اسلامی در چشم جهانیان بود.[۳] چه بسیار مواردی که مقامات آمریکایی دوست داشتند تا لااقل یک کلمه یا یک لبخندی با مقامات ایرانی رد و بدل کنند تا بخشی از هدف خود را تامین نمایند. آمریکا خوب میدانست که اگر فقط یک نرمش -مثلا در قالب سخن یا لبخند- از سوی مقامات ایرانی نسبت به خودش ببیند، با رسانه‌هایی که در اختیار دارد، میتواند آن را به تمام دنیا مخابره کرده و اعلام کند که سرسخت‌ترین دشمن آمریکا یعنی ایران پس از ۳۵سال، مجبور به همراهی با آمریکا شد؛ بنابراین کشور دیگری در دنیا هوس نکند که از ایران، الگو بگیرد!
اما متاسفانه این اتفاق در دو سه سال اخیر افتاد! برخی مقامات کشورمان به دفعات با همتایان آمریکایی خود، در یک قاب تصویر ظاهر شدند، دست دادند و لبخند زدند! آقای روحانی با باراک اوباما تلفنی صحبت کرد و آقای ظریف با او ملاقات کرد و دست داد! این اقدامات، دقیقا همان چیزی بود که آمریکا دهه‌ها انتظارش را می‌کشید؛ چون ندای مقاومت علیه زورگویی‌های آمریکا از ایران، شروع و به دیگر نقاط، سرایت کرده بود ولی اینک مقامات ایرانی با آمریکایی ها خیلی دوستانه برخورد میکردند! این همان نکته و تذکر مهمی بود که رهبر معظم انقلاب در دیدار با وزیر و کارکنان وزرات امور خارجه به زبان آوردند: «اینکار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می‌دهند»[۴] و این همان چیزی است که به مراتب، بدتر از نابودی ذخایر اورانیوم و تعطیل کردن تاسیسات هسته‌ای است. دشمن غدار و مکار، پس از اینکه از براندازیِ دفعیِ جمهوری اسلامی، ناامید شد سعی کرد تا آن را نزد افکار عمومی دنیا، از درون، توخالی نشان دهد و این اقدامات هم در همین راستا بود.
این اتفاق تلخ افتاد و خط قرمزهایی نادیده گرفته شد[۵] اما آینده را نباید از نظر دور نگهداشت. و انشاالله تجربه‌ی خسارت محض در مذاکرات مستقیم با آمریکا، مردم ما را بیش از پیش نسبت به شیطان بزرگ بدبین‌تر خواهد کرد.

پی نوشت:
[۱] امام خامنه‌ای، ۲۵ خرداد ۱۳۹۵
[۲] امام خامنه‌ای، هشت اردیبهشت۱۳۹۵
[3] تاریخچه تلاشهای دولت آمریکا برای ارتباط با ایران
[۴] امام خامنه‌ای، ۲۲ مرداد ۱۳۹۳
[۵] امام خامنه‌ای: «وزیر خارجه‌ی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما اینجا را یا این خطّ قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم. معنای این همین است؛ یعنی وقتی طرف مقابل یک دولتی مثل آمریکا است که وسایل تبلیغ دارد، امکانات دارد، پول دارد، دیپلماسی فعّال دارد، عوامل گوناگونی در اطراف دنیا دارد، دولتهایی که به آنها فشار می‌آورد در اختیارش هستند، کنار آمدن با او به‌معنای صرف‌نظر کردن از برخی از چیزهایی است که انسان بر آنها پای میفشرد.» (یک فروردین ۱۳۹۵)





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 بهمن 1395 توسط منتظر

 از خود گذشتگی و ایثار یکی از فضائل اخلاقی بسیار مهمی است که تاکیدات بسیاری در دین اسلام بر آن شده است. ما با پا گذاشتن به روی خود و تعلقات درونی و مادی می توانیم شرایط را برای ایجاد، ایثار و از خودگذشتگی، ممکن کنیم.

ایثار و فداکاری

تا بحال در مورد این تناقضات، فکر کرده‌اید؟
«زرنگی» در وجود هریک از ما انسانها، یک نقطه قوت محسوب می‌شود.
همه‌ی‌ سعیمان این است که جنسمان را گرانتر بفروشیم.
در مقابل دیگران، خودمان را جذابتر نشان دهیم.
در نبود پلیس، قوانین را مزاحم و دست و پاگیر بدانیم و مکررا نقض کنیم.
از دروغ شنیدن متنفر باشیم و به راحتی دروغ بگوییم و منافع خود را بر دیگران ترجیح دهیم.
با این همه تناقضاتی که در درون ما یافت می‌شود، نتیجه‌ای که می‌توان بدست آورد اینکه خودمان را بر دیگران ترجیح می‌دهیم، اما در ناخودآگاه جمعی ما «ایثار»، یک خصوصیت مشترک است.
ما گرچه ایثار نمی‌کنیم، اما از خود گذشتگی را گرامی و دوست می داریم، برای همین است که در ناخودآگاه جمعیِ ما، مادر نقش پررنگتری از پدر دارد، چون مادر نماد «ایثار» است و نمی‌توان در محضرش جسارتی کرد.
بهمین دلیل وقتی واقعه‌ی پلاسکو، در قلب تهران اتفاق می‌افتد، اولین واکنشهایی که مردم از خودشان نشان می‌دهند، تجمع در اطراف منطقه‌ی سانحه دیده است و این عکس العمل، با نگاه مثبت به قضیه، بخاطر کمک رسانی و امداد به سانحه دیدگان و کسانی که در موضع خطر هستند، رخ داده است، در حالی که این تجمعات اثرات ناگواری مانند، کندشدن کمک‌های امدادی و آتش نشانی را در پی داشته است یعنی اینکه ما در درون خود از خود گذشتگی را دوست داریم ولی هنوز جای برای تمرین ایثار باقی است.
با این توصیفات، اینطور می توان بیان کرد، گرچه گاهی خودمان، ایثار نمی‌کنیم که مصداق ایثار در این موارد تقدم ارگانها و مسئولین مربوطه است، ولی از خود گذشتگی و کمک به دیگران را ارج می نهیم و مهم قلمداد می‌کنیم و عملا آنکه باید مصداق پیدا کند و  در ما نهادینه شود، ایثار است نه ارج نهادن به از خودگذشتگی.

ماهیت ایثار
ایثار یک واژه عام است که در همه مکتب ها و فرهنگ ها وجود دارد. ایثار در لغت به معناى برترى دادن است و در تقدیم دیگرى بر خود و بخشیدن چیزى كه انسان خود به آن نیاز دارد به كار مى‏‌رود.[1] لذا ایثارگری، از آنجایی که حامل پیام هایی همچون: انسان دوستی و دگرخواهی، رشادت، ازخودگذشتگی، عزت و عظمت و... است، در بین ما تقدس پیدا کرده است.

شرایط تحقق ایثار:
انسان زمانی موفق به ایثار می‌شود كه:
1. تسلط بر نفس
تا انسان نتواند تسلط بر نفس خود داشته باشد، نمی تواند دیگران را بر خود مقدم کرده و از خودگذشتگی داشته باشد. بر همین اساس انسانها، برای کمک به یکدیگر و دستگیری باید بتوانند از خود عبور کرده و دیگران، در نظر آنها ارزشمند شود تا بتوانند ایثار داشته باشند و از مصادیق بارز ایثار می توان به شهدا و جانبازان اشاره کرد، آنها با گذشتن از بهترین و با ارزش‌ترین کالای مادی که همان جان پاک آنهاست، دیگران را بر خود مقدم داشته و با ایثارگری در راه خدا آرامش و آسایش دیگران را بر خود مقدم داشتند.
 
2. کم کردن یا قطع دلبستگی به امور دنیوی
یکی از دستورات مهم، در آموزه‌های دینی ما، قطع وابستگی‌های به امور دنیوی است. به طور کلی ابزار زندگی ارزشمند است؛ اما وابستگی به آنان مذموم شمرده شده است و انسان باید در تامین امور زندگی و دنیوی تلاش و کوشش کند اما دلبسته با امور دنیوی نشود.
خداوند در قرآن، از مصادیق ایثار، مثال به انصار می زند که تمامی اموال خود را با مهاجران تقسیم نمودنده و در قبال آن هیچ چشم داشتی نداشته اند.
«وَ الَّذینَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لا یَجِدُونَ فی‏ صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [حشر/9] و برای کسانی (از انصار) است که پیش از آنان خانه هجرت و ایمان (محیط مدینه) را برای خود مأوی گزیده‌اند و کسانی را که به سوی آنها هجرت کرده‌اند، دوست می دارند. و در سینه‌های خود چشم داشتی نسبت به آنچه به آنها (مهاجران) داده شده نمی یابند، و (آنها را در اموال خود) بر خود مقدم می دارند، هر چند خودشان را فقر و نیاز باشد و کسانی که از بخل نفس خود مصون مانند آنها هستند که رستگارند.»
بر همین اساس توصیه‌ی دین، قطع وابستگی به امور دنیوی و متصل شدن به یک منبع ارزشمند است که این منبع غنی در تفکرات غیر دینی وجود ندارد، لذا اگر انسان بتواند تعلقات و وابستگی‌های خود را در امور دنیوی کم کند و در قبال آن با خداوند معامله کرده که صاحب تمام امور است، آنچه که برای او ارزشمند می‌شود، آن چیزی است که نزد خداوند مهم است و آن عملی نیست الا ایثار و فداکاری برای همنوع. بهمین دلیل بر انفاق و وقف و صدقه، تاکید بسیاری شده است.

نتیجه:
اگر ما بتوانیم، تسلط بر نفس داشته و تعلق به امور دنیوی را در خود کم کنیم، آنچه برای ما ایجاد می‌شود، ایثار و از خود گذشتگی است. از جمله مصادیق ایثار مانند فداکاری یک آتش‌نشان برای نجات جان یک انسان یا فدارکاری و از خودگذشتگی یک معلم، برای نجات جان دانش آموزان و همچنین شهدا و جانبازان هشت سال دفاع مقدس که با تسلط بر نفس و تعلقات دنیوی تنوانستند، مصداق بارز ایثار واقع شوند.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
[1]. هاشمى رفسنجانى، اكبر، فرهنگ قرآن، بوستان كتاب( انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، چاپ دوم، 1383ش، ج5، ص452.





طبقه بندی: اجتماعی،  فرهنگی،  مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 بهمن 1395 توسط منتظر


چرا در غرب باید زنان پشت ویترین مغازه‌ها باشند و خریدوفروش شوند؟ آیا این تمدن است؟

برگرفته از این پست





طبقه بندی: اجتماعی،  فرهنگی،  مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 بهمن 1395 توسط منتظر
رهروان ولایت ـ زن با رعایت حجاب به بقیه زنهای جامعه و مردها کمک می‌کند.
آب

یکی از جواب هایی که بد حجاب ها می‌دهند این است که: اگر نوع پوشش من باعث می‌شود که جوان ها و مردها گمراه شوند به آنها بگویید چشم هایشان را درویش کنند نه اینکه من خودم را محصور کنم.

در جواب این نوع حرف ها باید بگوییم که:

اولا این حرف مثل کسی است که در روز بارانی در کوچه ها تند براند و عابر پیاده را خیس کند و به او بگوییم که لا اقل به بچه ها و پیرمرد و پیرزن ها رحم کن و یواش برو و مراعات کن. شخص بگوید چرا یواش برانم آنها بیرون نیایند!!!

که خداوند دید که در رابطه بین مرد و زن این زن است قدرت بیشتری دارد بر اینکه جلوی فساد را بگیرد و این زن است که در کنترل رابطه قوی تر است بخاطر همین به این زن گفته حجاب داشته باش.

و همچنین باید بگوییم که حجاب حصر شخص نیست بلکه محبت شخص است. چطور؟

حجاب محبت زن به هم‌نوع و مردهاست به این گونه که زنی که زیبا و کمالات دارد اگر در خیابان بیاید اول اینکه زن های دیگر که زیبایی ذاتی و به اندازه او ندارد را به رقابتی می‌کشاند که باعث شکست بقیه زنها و هم چنین باعث از بین رفتن روحیه و اعصاب دیگر زنها می‌شود و دوم اینکه باعث می‌شود زن های دیگر (مخصوصا پا به سن گذاشته ها) ترس از دست دادن مرد‌های زندگیشان را داشته باشند چرا که یکی از جذبه های زن زیبایی است و مرد را می‌تواند مسحور خود بکند

همچنین محبت به مردهاست همانطور گفتیم در کنترل رابطه بین مرد و زن، مردها بسیار ضعیف تر هستند نسبت به زن ها و زن با رعایت حجاب به زندگی مرد کمک میکند.

البته یک جواب اساسی و مهم است که بقیه جواب ها زیر مجموعه آن قرار میگیرد این است که حجاب یک مساله شخصی نیست بلکه یک مساله اجتماعی است.





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 بهمن 1395 توسط منتظر

گریه بر امام حسین(علیه‌السلام) زنده نگه داشتن یک نهضت است، برای به نیزه نشدن سرهای دیگر.

* گریه بر امام حسین(علیه‌السلام) گریه بر یک شخص نیست، گریه بر انسانیتی است که به مسلخ برده شد.

* گریه بر امام حسین(علیه‌السلام) زنده نگه‌داشتن یک نهضت است، برای به نیزه نشدن سرهای دیگر.

* آیا اشک بر امام حسین(علیه‌السلام) چیزی جز اظهار تولیّ و تبری‌ّ است؟

* گریه بر مظلوم، فریادی در برابر ظالم است. آیا مظلوم‌تر از حسین(علیه‌السلام) می‌شناسید؟

* گریه بر شهید، شرکت در حماسه او، هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط و حرکت او است.[1]

________________
[1]. شهید مطهری، قیام و انقلاب مهدی(علیه‌السلام) به ضمیمه شهید، ص 124.

متن کامل: نووی الکردی: اثبات حرمت عزاداری شیعیان با روایات صحیح شیعی





طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی،  فرهنگی،  مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1395 توسط منتظر


- اگر شوخی با نامحرم جائز نیست، چرا سخنرانان و مبلغینی داریم که بسیار مزاح کرده و ملاحظه ندارند که جنس مخالف در مجلس حضور دارد؟ شوخی کردن با نامحرم، مگر با شرائط زمانی و مکانیِ خاص، وضع می‌شود؟

شوخی با نامحرم

در روابط بین نامحرم، نکات دقیقی بیان شده که هر کدام اگر در جای خود رعایت نشود، آسیب های جدی را در پی خواهد داشت. سالم نگه داشتن فضایی که در آن نامحرم هست بسیار کار مشکلی است. اما از آنجایی که در مواردی، مجبور به ارتباط گیری با نامحرم هستیم، این کار لازم بوده و حتما باید رعایت شود. یکی از موارد سفارش شده، صحبت با نامحرم و مخصوصا پرهیز از شوخی با آنها است، تا جایی که در متون دینی ما عواقب و تنبیه های شدیدی برای شوخی با نامحرم در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال: پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ فاكَهَ بِامْرَأَهٍ لا یَمْلِكُها حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَهٍ كَلَّمَها فِی الدُّنیا اَلْفَ عامٍ فِی النّارِ [1]  هر كسی با زن نامحرمی شوخی كند، برای هر كلمه‌ای كه با او در دنیا سخن گفته، هزار سال در جهنم زندانی می‌شود.» حال باید دید حضرت چه شوخی را در کجا اینگونه توبیخ فرموده است؟ به عنوان مثال اگر استادی در کلاس با شاگردش که جنس مخالف است، شوخی کرد، یا یک مبلغ و مشاورِ آقا در جلسه بانوان، برای تنوع جملاتی را بیان کرد که دیگران خندیدند نیز شامل این حدیث می‌شود؟برای رسیدن به جواب سوالات، توجه به چند نکته ضروری است:
شوخی و خلوت دونفره با نامحرم
اگر در دین مبین اسلام از عملی نهی شده و حرام بودن آن برای همه تبیین می‌شود، به خاطر مفسده های عدیده ای است که در اثر انجام آن، دامنگیر انسان و اجتماع می‌شود. به عنوان مثال بیشترین تاکید در بحث محرم و نامحرم، نهی از خلوت کردن است. حال این خلوت کردن اگر با مزاح و شوخی نیز توام شود بر شدت نهی از آن افزوده شده، و این نهی به خاطر عواقبی است که این اتفاق ممکن است در پی داشته باشد. به فتوای همه مراجع، شوخی اگر با قصد لذت (جنسى ) باشد و یا بترسد به گناه بیافتد، جایز نیست. [2]
البته شوخی های دیگری نیز وجود دارد که با مورد قبلی متفاوت بوده و به طور قطعی در مورد حرام بودنش سخنی گفته نشده است، مثلا: در یک اجتماع چندین نفره، با در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و محوریت مباحث علمی و تبلیغی، سخنانی از باب شوخی گفته شود و مخاطب نیز شخص خاصی نباشد، و شخص هیچ قصد سوئی را در شوخی کردن خود مدنظر ندارد. مزاح هایی که  در سیمنارها و همایش ها، در صدا و سیما و محافل دانشگاهی، نیز از این قبیل است. در روایت داریم که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) با زنی در مورد شوهرش سخن گفت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «همانی كه در چشمش سفیدی است گفت نه در چشمش سفیدی نیست، پس از آن برای شوهرش گفته پیامبر را نقل كرد شوهرش گفت مگر نمی بینی سفیدی چشم من بیشتر از سیاهی آن است.»[3]
شوخی با هدف خاص
هستند کسانی که در قلب هایشان مرض وجود داشته، (فی قلوبهم مرض) با به وجود آمدن زمینه ای کم، در ارتباط با نامحرم، ذهنشان به مسائل جنسی کشیده، و تمام سعی خود را در آماده کردن شرائط برای فراهم آوردن ارتباط گیری جنسی به کار می‌گیرند. لذا بانوان باید به این نکته توجه زیادی داشته باشند. خداوند نیز هشدار جدی در این زمینه را داده است: «...فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا [احزاب/32]... پس به ناز سخن مگویید تا آنكه در دلش بیمارى است، طمع ورزد و گفتارى شایسته گویید.»
نکته ای که اینجا قابل طرح است، همان مطلب اصلی است که  یک گوینده ای که مسائل دینی را بیان می‌کند، در خلال سخنانش شوخی و مزاح را نیز چاشنی کار می‌کند، با چه هدف و انگیزه ای اقدام به این کار می‌کند. غالبا در مجالس اینچنینی، مخاطبین فقط یکبار تکرار شده و دیگر هیچکدام، نه مخاطب، نه گوینده با یکدیگر برخوردی نخواهند داشت تا بخواهند هدفی را جز موضوع جلسه، پیگیر شوند. هدف لذت بردن و فضا را به سمت سوی گناه کشیدن نیست.
اصل قرار دادن شوخی
در یک گفتگویی که ممکن است طولانی شود و همراه با شوخی باشد، دو حالت ممکن است وجود داشته باشد، اول: هیچ صحبت قابل استفاده ای، رد و بدل نشده و صرفا برای تفریح و وقت گذرانی و احیانا لذت بردن از یکدیگر، اقدام به صحبت کرده اند. دوم: یک بحث مهم کاری، اجتماعی، علمی... مطرح است و در خلال آن شوخیِ محدود و رعایت شده نیز به وجود می‌آید. مطمئنا در صورت دوم احتمال مفسده بسیار کمتر از قسمت اول بوده، البته  نه اینکه مورد تایید باشد ولی در صورت تکرار نشدن و مراقبت بر بقیه صحبت ها«...وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا [احزاب/33]... گفتاری شایسته داشته باشید.» و رفتارها از آسیب ها بدور خواهند ماند.
نتیجه :
حدیث پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) در مورد نکوهش و نهی از شوخی با نامحرم، به خاطر عواقب شوم و هلاک کننده آن بوده، که یکی از پی‌آمد های آن شروع و تقویت بی حیایی در فرد و جامعه است. اما اینکه شخصی بدون هیچ هدف خاصی، بدور از شائبه های محرم و نامحرمی و نه در خلوت، به خاطر ترویج و تبلیغ مبانی دینی، اخلاقی، اجتماعی شوخی و مزاح کند، را به آسانی نمی‌شود شامل این حدیث دانست، هر چند همین شخص نیز باید مواظب باشد، تا مرزها و حدودِ در گفتار را رعایت کند.

_______________________________________

پی نوشت:

[1]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ابن بابویه_محمدبن علی، ترجمه: محمد علی انصاری محلاتی، قم انتشارات نسیم کوثر 1382، ص 282.
[2]. جامع المسائل، محمد تقی بهجت، قم، دفتر حضرت آیت الله بهجت سال 1384، ج 1 ص 13720.
[3]. بحارالانوار، محمد تقی مجلسی، دار احیا التراث العربی، بیروت، ج 26، ص 294





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  مذهبی،  سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط منتظر

عده ای از روی نادانی و جهالت فکر می کنند که قرآن کریم هیچ چیزی را صراحتا حرام نکرده است، در حالی که قران کریم در آیات متعددی خوردن برخی چیزها و بعضی از اعمال را صراحتا تحریم کرده است.

حرمت اعمال در قرآن

خداوند متعال دین را برای رسیدن به سعادت و خوشبختی بشریت قرار داد و نیز قرآن کریم را فرو فرستاد تا  به این وسیله، دستورات خویش و بایدها و نبایدهای لازم و ضروری برای هدایت بشر را به او برساند.  
با کمی مطالعه در دین اسلام به خصوص قرآن کریم در می یابیم که خداوند متعال هر آن چه را که انسان در راه رسیدن به کمال به آن نیاز دارد، سفارش و واجب کرده و هر آن چه را که مانع از رسیدن او به کمال و سعادت حقیقی می باشد و برای او ضرر دارد، تحریم کرده است.

با این وجود عده ای از سر نادانی و جهالت به خیال خود در این امر خدشه کرده و عنوان می کنند که خداوند چیزی را بر بندگان حرام نکرده است و مضحکانه تر از آن می گویند قرآن کریم تنها به نوشیدن شراب اشاره کرده است و فرموده: آن برای شما ضرر دارد و از آنجایی که مردم آن زمان بی سواد بودن، آن را تحریم نکرده است.

این در حالی است که قرآن کریم می فرماید: «وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَیْكُمْ [انعام / 119] به تحقیق كه خداوند آنچه را که بر شما حرام كرده است، به تفصیل و کامل برایتان شرح داده است.»

در این نوشتار به چند نمونه از چیزهایی که قرآن کریم به حرمت آنها تصریح کرده است اشاره می کنیم و حرمت نوشیدن شراب در قرآن کریم را بیان می کنیم.

خداوند متعال در سوره مائده به تفصیل چیزهایی که خوردن آنها بر انسان حرام است پراخته و می فرماید: «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ و الدم و لحم الخنزیر وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِه وَ الْمُنْخَنِقَةُ و الْمَوْقُوذَة و الْمُتَرَدِّیَةُ و الْنطیحة و مَا أَكلَ‏َ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّیْتُمْ و ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام[مائده/3] مرده، خون، خوک، هر حیوانى كه به هنگام كشتنش نام دیگرى جز «اللّه» را بر او بگویند، حیوانات خفه‌شده، کتک خورده، حیوان پرتاب‌شده، حیوان شاخ‌زده‌شده، آنچه درّنده (از آن) خورده، هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسیله تیرهاى قمار قسمت شود بر شما حرام شده است.»

 همچنین قرآن کریم به حرمت ربا تصریح می‌کند و در مورد عواقب دردناک خوردن آن می فرماید: الَّذینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ كَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا[بقره/275] كسانى كه ربا مى‏ خورند رفتار و كردارشان مانند شخص جن زده و فریب خورده شیطان است و چون‏ ربا خوران خوب و بد را تمیز نمى ‏دهند، مى‏ گویند خرید و فروش هم مثل رباست، با این‌كه خدا خرید و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است.»

قرآن کریم فحشای ظاهری و باطنی و ظلم و ستم را حرام کرده است و می فرماید: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقّ ‏[اعراف/33] بگو پروردگار من تنها فواحش چه ظاهرى و چه باطنى آن و نیز اثم و ستم بدون حق را تحریم كرده است.» خداوند زنا را از جمله فواحش بر می‌شمرد و می‌فرماید: «وَ لَا تَقْرَبُواْ الزِّنىَ  إِنَّهُ كاَنَ فَاحِشَةً وَ سَاءَ سَبِیلا [اسری/32] و به زنا نزدیك نشوید، كه كاری بسیار زشت، و بد مسیرى است.‏» همچنین می‌فرماید: «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانىِ فَاجْلِدُواْ كلُ‏َّ وَاحِدٍ مِّنهْمَا مِاْئَةَ جَلْدَةٍ و... [نور/2] هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید و ...» آیا می شود این چنین خداوند دستور به ترک زنا بدهد و برای آن مجازات و حد قرار دهد اما حرام نباشد؟!

حرمت شراب نیز به دلیل محیط فرهنگی و  عادات و رسوم عرب جاهلی در چندین مرحله و به تدریج اعلام شد، ابتدا خداوند در مورد شراب فرمودند: «یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا ‏[بقره/219]در باره شراب و قمار، از تو می‏ پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، ولی گناهشان از سودشان بزرگ تر است.»
پس از آن خداوند در سوره مائده، نوشیدن شراب و قمار بازی را اعمالی پلید و از ابزار شیطان معرفی می کند: «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخْمْرُ وَ الْمَیسرُ وَ الأَنصاب وَ الأَزْلَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏[مائده/90]ای کسانی که ایمان آورده ‏اید، شراب و قمار و بت ها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید.» اگر به کلام معصومین(علیهم السلام) که مفسران حقیقی قرآن کریم هستند مراجعه کنیم خواهیم دید که به صراحت حرمت شراب بیان شده است؛ به طور مثال امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: «رسول اللَّه (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده است: «هر خمری مسکر است و هر مسکری حرام است.»[1]
همچنین امام کاظم(علیه‌السلام) فرمودند: «خداى تعالى شراب را حرام نكرده از جهت این‌كه با اسم آن دشمن است، بلكه آن را تحریم فرموده به خاطر آثار سوء و عاقبت وخیم آن، بنابراین هر چیزى كه در اثر و عاقبت سوء، با آن شریك باشد آن هم خمر و حرام است.»[2]

در نتیجه: بسیاری از اعمال حرام در قرآن کریم ذکر شده است و اگر برخی بگویند که در قرآن کریم چیزی حرام نشده است، دلیل عدم آگاهی آنان  از قرآن کریم است. همچنین آیاتی در قرآن کریم وجود دارد که شراب را پلیدی و عمل شیطان خوانده است که دال بر حرمت خوردن آن است.

________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. اصول كافى شیخ کلینی، ترجمه کمره ای، ناشر: اسوه، قم، 1375، ص 112 ح 221. كافى ج 6 ص 412 .
[2]. همان، ج6، ص415.





طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی،  اجتماعی، 
دنبالک ها: رهروان ولایت،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط منتظر

محبوب خدا 

 

روحانی شهید سیدابوالقاسم داودالموسوی دامغانی

شهید مجلس شورای اسلامی نماینده شهرستان رامهرمز

 انقلابی خستگی ناپذیر

یار و مددکار محرومین

و دلسوز مردم

 Image result for ‫شهید داود الموسوی دامغانی‬‎

 

فرازی از وصیتنامه شهید

 

همسرمهربان!

من برای تو رنج فراوان و زحمت زیادی در زندگی مان فراهم کردم. جداً طاقت فرسا بود. قبل از انقلاب و بعد از انقلاب چه آن روز که در خانة پدر و مستأجری زندگی می کردیم و چه آن روز که زندگی دسته جمعی داشتیم و چه آن شبها و روزها که در دلهره و اضطراب در راه مبارزه با رژیم منحوس پهلوی به سر می بردیم و چه پس از انقلاب که در یک کلمه ، همة زندگی تو زحمت و رنج و مهاجرت بود. تو هیچ وقت مانع کار من نبودی و به هر مقدار می توانستی در کنار من پا به پای من با محبت و دلسوزی آمدی...

با الهام گرفتن از آیات کتاب خدا

و رهنمودهای اولیاء خدا

و مراقبت از خویش

محبوب خدا بشوید. 

تاریخ شهادت :

به همراه شهید محلاتی و بیش از 50 تن از مسوولین کشور توسط بعثیون کافرر۱۳۶۴/۱۲/۰۱

مسئولیتها

۱ – کنترل پادگان لویزان

۲- فعالیت و کنترل کیمته امداد اسلامی دامغان در سال ۱۳۵۸

 ۳- تأسیس سپاه همراه با دیگر یاران

۴- تشکیل دادگاه

۵- دادستان انقلاب اسلامی و محاکمۀ بعضی از مفسدین و اشرار

۶- خدمت در جهاد سازندگی دامغان

۷- نماینده امام و امام‌‌جمعه رامهرمز از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳

۸- نماینده امام در هیئت هشت نفره احیا و واگذاری زمین استان سمنان

۹- نماینده مردم رامهرمز در مجلس شورای اسلامی در دورۀ دوم مجلس تا زمان شهادت.


                                             شهید قلب تاریخ است





طبقه بندی: با شهدا،  فرهنگی،  اجتماعی،  سیاسی،  مذهبی، 
دنبالک ها: شهید قلب تاریخ است،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1395 توسط منتظر
[
]



طبقه بندی: شعار وب،  با شهدا،  روستای دولت آباد،  فرهنگی،  اجتماعی،  مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1395 توسط منتظر
(تعداد کل صفحات:17)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

سایت میراث یكی از بهترین ها برای دانلود

پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم

معببر سایبری فندرسک

پایگاه فرهنگی مذهبی< علویون >



هواداران حامد زمانی

هیئت انصارحزب الله یزد

دهستان سبزدشت بافق

سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com
پایگاه مجازی سردار ایزانلو
زهرا ریحانه النبی

دایرکتوری افسران ارزشی
وبلاگ معرفی روستای وانشان و عکس و فیلم از این روستا و ... vaneshanian.blogfa.com

دهنودشت سبزدشت