شهدای گمنام روستای دولت آباد


حسابش رفته از دستم كه امروز/ دُرُس چن روزه نیستی دیگه پیشم/ دُرُس چن روزه دور از چشم مامان/ با قاب عكس تو هم گریه میشم/ *** دُرُس چن روزه كه عطر سلام ت/ نپیچیده یه بارم توی خونه/ كه رو لبخند تو، تو قاب عكست/ میریزه اشكای من دونه دونه/ *** كدوم دستی تو رو از من جدا كرد؟/ الهی كه...الهی كه بمیره/ مامان میگه دعاهام مستجابه/ مامان میگه كه آه من میگیره/ *** همه میگن كه این كارا همیشه/ كار روباه پیره، كار گرگه/ توی نقاشیام رنگش سیاهه/ همه میگن یه شیطون بزرگه/ *** بابا غصه نخور،


[]



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 آبان 1392 توسط منتظر


آخرین مطالب


درباره وبلاگ
منوی اصلی
جستجو
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
جعبه حدیث
دیگر امکانات
پایگاه مقاومت بسیج نصر