شهدای گمنام روستای دولت آباد


اثر چشم چرانی
حاج حسن توكّلی می‌گوید: سوار اتوبوس واحد شدم، در محدوده میدان فردوسی تهران، ماشین نگه داشت و جمعیتی سوار شدند، ناگهان دیدم راننده و همه جمعیت، همه زن هستند، حتی بغل دست من زنی نشسته است! خودم را جمع كردم، فكر كردم اشتباهی سوار شده‌ام و این اتوبوس كارمندان است. در ایستگاه بعدی اتوبوس نگه داشت و خانمی پیاده شد، بعد از آن دیدم همه جمعیت مرد شدند. نزد شیخ رجبعلی خیاط رفتم، ایشان فرمود: «دیدی همه مردها زن شده بودند! چون مردها به آن زن توجّه داشتند [و به آن زن نامحرم خیره شده بودند] همه زن شدند.‌» (۱۲)
                                                                    

•    پاورقــــــــــــــــــــی
________________________________________
۱. نشان از بی نشانها، ج۱، ص۱۶ و ۳۱.
۲. همان، ص۳۱.
۳. آل عمران/۱۹۰.
۴. لقاء اللّه، میرزا جواد ملكی تبریزی، ترجمه احمد فهری، ص۱۲۸.
۵. انیس اللیل فی شرح دعای كمیل، كلباسی.
۶. مهرتابان، سیدمحمدحسین تهرانی، ص۲۵.
۷. همان، ص۱۶.
۸. زندگی و شخصیت شیخ انصاری، ص۹۰.
۹. تیمسار اكبر صیاد بورانی.
۱۰. پرواز تا بی نهایت، حكایتهایی از زندگی سرلشكر عباس بابایی، ص۳۶.
۱۱. مشروح جریان را در كتاب: فراتر از باور، فرانك ادواردز، ترجمه كامبیز قناعی و شاهرخ فرزاد، انتشارات شیرین، ص۳۷۰ - ۳۷۲ بخوانید.
۱۲. كیمیای محبت، یادنامه شیخ رجبعلی خیاط (نكوگویان) ، محمدمحمدی ری شهری، ص۱۶۴.




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 مرداد 1394 توسط منتظر


آخرین مطالب


درباره وبلاگ
منوی اصلی
جستجو
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
جعبه حدیث
دیگر امکانات
پایگاه مقاومت بسیج نصر