تبلیغات
شهدای گمنام روستای دولت آباد - تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را ،در میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ... دعایم کن
شهدای گمنام روستای دولت آباد


صدایت میکنم 
در لحظه های خیس نیایش 
لحظه هایی از جنس پرستش 
با تو سخن میگویم گاه با زبان، گاه با اشک 
چقدر زیباست لحظه های ناب دل دل کردنم 
با تو...
تنها من هستم  و تنها تو ...
چقدر خوب است که حرف های دلم را فقط تو می دانی 
تویی که چون من تنهایی
یا شاید نه ...من چون تو تنهایم
برای همین است که باور داری 
چند ساعتی قبل از آنکه برایت بنویسم
باران بارید
و من دعا کردم و باریدم...به رسم خودت
این روزها تشنه ام 
و می دانم نزدیک است لحظه ناب اذان, رسیدن
من منتظر می مانم .
عاشقم کن ..!!!


اللّهُمَّ عَجِلْ لِوَلِیکَ الْفَرَج





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 توسط منتظر


آخرین مطالب


درباره وبلاگ
منوی اصلی
جستجو
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
جعبه حدیث
دیگر امکانات
پایگاه مقاومت بسیج نصر